محمود نجم آبادى

141

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

همى نان كشكين فراز آورم * چنين راند ايزد قضا بر سرم بخواليگرش گفت هرگون خورش * كه او را ببايد بياور برش يكى مرغ بريان بفرمود گرم * نوشته به دو اندرون نان نرم اما درباره مشروبهاى الكلى بايد دانست كه از كتب مذهبى زرتشتيان چنين برمىآيد كه زرتشت مشروبهاى الكلى را نهى نموده است ( گاتها يسناى 48 ) ، منتهى اين امر عموما عمل نمىشده است و ايرانيان علاوه بر آنكه شراب مىآشاميدند در مجالس نيز ساقى مخصوص داشتند كه اول خود ساقى ( براى رفع سوء ظن افراد ) كمى از آن مىآشاميده سپس به ديگران مىداده است . ولى امرى كه مورد اتفاق جميع مورخين است آنكه شراب را براى بيهوشى استعمال مىنمودند و ما اين مطلب را در محل خود يعنى بيهوشى متذكر خواهيم گرديد . بد نيست چند كلمه در باب پوشاك در ايران باستان در خاتمه اين مقال متذكر گرديم . استرابون در كتاب خود متذكر گرديده كه : " . . . لباس رؤسا عبارت است از : زيرشلوارى سه قسمتى ، كمرچين در قسمتى كه دامنهايش تا زانو مىرسد ، لباس زير سفيد است و لباس رو از رنگهاى گوناگون جامه تابستانى ارغوانى يا بنفش است و جامه‌هاى زمستانى از رنگهاى مختلف ، دستارها مانند دستار مغ‌هاست و كفش‌هايشان گود است . بيشتر مردم قبائى مىپوشند كه دامن‌هايش نصف ساق پا را مىگيرد و پارچه‌اى از كتان به دور سر مىپيچند . . . " ( نقل از كتاب ايران باستان مرحوم مشير الدوله ) .